پرواز…

این شبا که بی جمله ام و بی کلمه، خیلی ذهن و فکر و قلب مشغولی دارم. خیلی درگیر فکرا و تخیلات خودم هستم. به آرامش فکر می کنم و آزادی. سعی می کنم رها باشم و کودک. شاید یکی از دلایلی که می تونم هر چند سخت، ولی زندگی کنم اینه که  تو تخیلم همیشه یه دنیا  و زندگیه دیگه جریان داره، جهانی که من کودکم و آرامش به معنای حقیقی وجود داره. آرزوهام، هرچند غیر عادی به واقعیت

ادامه خواندن %s

Site Footer