می روم، خیلی زود، از زندگی

همیشه لابلای فکرام، این فکر برام تازگی خاصی داره. اینکه وقتی غرق افکار خودم هستم، فکر رفتن منو به وجد می یاره، برام جالبه … “رفتن”… “دل کندن”… بارها و بارها و به صورت کاملا جدی به این مساله فکر کردم. به اینکه کجا برم، چه جوری برم، برا چی برم و … و چالبترین آیتم برام همیشه اینه که با خودم چی ببرم. یعنی از چی هایی که دارم، چی ها رو با خودم ببرم. چی مهمه… همیشه هم

ادامه خواندن %s

Site Footer