سال نوی اجباری

این سال هم داره تموم می شه، چه بخوای چه نخوای… زمان تنها چیزی رو که همیشه دم ِ گوش آدم زمزمه می کنه اینه که : “آنچنان هم آزاد نیستی انسان”.

کاش می شد تو همین سال نحس موند و باور کرد که امیدی نیست… امید به سال نوی جدید … امید به سالیانی که در راهند… و انسان هایی که در انتظارند… کاش می شد سال دیگه ای رو بدنام نکرد… کاش می شد…

زمان می گذره و نمی شه کاریش کرد… بیا یکم مثل بقیه امید داشته باشیم. می دونم احمقانه اس، می دونم بهت نمی یاد این کارا، اما بیا دستمو بگیر و با چشمایی که امیدوارانه نگاه به آینده داره، با هم به این فکر کنیم که این سال سیاه تموم می شه و سیاهی ها تو همین سال می مونن.

بیا دم گوشم زمزمه کن که سال جدید سرشار از خوبی و سبزی و آرامشه…بیا خوش باور باشیم و خوش بین… به اینکه سالی که در راه است، سالی است نکو…


الهامی متولد شد…

مرگِ انسان

دلم، ورق بزن مرا

1 دیدگاه On سال نوی اجباری

پاسخ دهید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Site Footer