چالش کتاب‌خوانی سال ۲۰۱۵

امسال سریعتر از آنچه انتظار داشتم به انتها رسید و زمانیکه به چالش کتابخوانی سالا‌نه‌ ام با بیش از ۴۵ کتاب نگاهی کردم، یک کلیک کافی بود تا به دنیای تک تکِ آن‌‌ها بروم و همین بهانه‌ای شد برای نوشتن..
                                                                                             مرگ قسطی by Louis-Ferdinand Céline                 سفر به انتهای شب by Louis-Ferdinand Céline

سال ۲۰۱۵ رو با «مرگ قسطی» آغاز کردم؛ کتابی که نخوانده، سال‌ هاست مرا جذبِ خود کرده است. از تهران و زنجان با من سفر کرده و حال در گیلان و در کتابخانه‌م جا گرفته‌است. کتابی که پیش از خواندنش می‌دانستم دوستش خواهم داشت و پس از اتمامش سر از پا نمی‌شناختم تا کتاب‌های دیگرِ سلین را بخوانم. بعد از مرگ قسطی، «معرکه» را خواندم که در ادامه‌ی همان کتاب بود و سپس به شاهکارِ سلین، «سفر به انتهای شب» رسیدم.. برایِ منِ شب بیدار چه خوشبختی‌ای بالا‌تر از یک همنشینِ عالی؟ سفر به انتهای شب جزئی از وجودم شد.. آنقدر که شب‌ها مزه مزه‌ش کردم و پاراگراف به پاراگراف کتاب را در آغوشم گرفتم و با چشمانی بسته به فردینان خیره شدم.. آه چه شب‌هایی.. بعد از خواندنِ سفر به انتهای شب بود که حتی به این نتیجه رسیدم اگر حافظه‌م را از دست بدهم آنقد غمگین نخواهم بود چرا که می‌‌توانم طعمِ شیرینِ دوباره خوانی شاهکارِ سلین را بچشم!
                                          خرمگس by Ethel Lilian Voynich                                             من او را دوست داشتم by Anna Gavalda                                        مرگ ایوان ایلیچ by Leo Tolstoy

با اینکه تکه‌ای از وجودم همچنان با فردینان بود اما کتاب‌‌های دیگری نیز خواندم! در این بین اندکی با ایوان ایلیچ (مرگ ایوان ایلیچ) زجر کشیدم تا جان بدهد و کنار شومینه با کلوئه و پی‌یر (من او را دوست داشتم)گریه کردم تا بفهمم چقدر قوی هستم و زندگی تا کجا برایم ارزشمند است. هنوز اشک‌‌هایم را پاک نکرده بودم که خرمگس (خرمگس) مرا به دنیایِ حق و آزادی برد تا در مقابل ظلم فریاد آزادی سر دهیم.
                                              نامه به پدر by Franz Kafka                                                                                       شهر و خانه by Natalia Ginzburg

برای من ناتالیا گینزبورگ بزرگ است؛ نام، کتاب‌هایش و احساساتش. با اینکه کتاب‌هایش همگی کوچک و کم حجم‌اند، اما خواندنش زمان‌بر و لذتش مضاعف است. امسال کتاب «شهر و خانه» از این نویسنده را خواندم که برای سبک داستان نویسی به روش نامه‌هایی تو در تو بهترین و موفق‌ترین مثال است. اما خواندن نامه و زندگی با آن‌ها تنها به این کتاب ختم نشد. «نامه به پدر» از کافکا را خواندم که دوباره مرا به دنیایِ مردی برد که بدونِ او دنیای ادبیات حفره‌ای بزرگ و بی‌انتها داشت. کافکا از تاثیرگذارترین نویسنده‌ها در ضمیر ناخود‌آگاهِ من است. به گمانم حتی تاثیر گذارترینشان!
                                                                                                 پاییز فصل آخر سال است by نسیم مرعشی

در بین چند کتابی که از نویسندگان ایرانی خواندم، «پاییز فصل آخر سال است» از نسیم مرعشی را بسیار پسندیدم. داستانی به ظاهر کلیشه‌ای اما با توصیفاتی دقیق و روایتی روان و حتی غافلگیر کننده. با خوشحالی منتظر کتاب‌‌های بعدی این نویسنده هستم.
                                            زمین گرم ارمغان سده بیست و یکم by یوسف ثبوتی                                                                                                  ‫اخترشناسی by بابک امین تفرشی

پیرو علاقه‌ای که به نجوم و مسائل مربوط به آن دارم امسال نیز کتاب‌‌هایی مرتبط در این زمینه خواندم؛ «اختر شناسی» با ترجمه استاد عزیز، بابک امین تفرشی (که به تازگی جایزه‌ ویژه ترویج علم در ایران به او تعلق گرفته است به پاس سال‌ها تلاشش در این زمینه)، «ساختار ستارگان و کهکشان‌ها» از کتاب‌هایی که زمانِ المپیاد نجوم خوانده بودم اما نیاز به دوباره خوانی داشت، «صورت‌های فلکی» از کتاب‌‌های مرجع برای رصد و شناخت آسمان که قبل از رفتن به سفرهای رصدی مرورش کردم و کتاب ارزشمند «زمینِ گرم» از پروفسور ثبوتی مهربان، همسایه‌ی ۱۸ ساله‌ی ما زمانی که دانشگاه علوم پایه در ساختمانِ سابقش بود. این کتاب حرف‌های زیادی برای گفتن دارد اما افسوس و افسوس که گوشی شنوا که کاری برایِ حالِ بدِ زمینِ به نفس افتاده‌مان صورت دهد، چیزی از آن نمی‌شنود.
                                         The Elephant Vanishes by Haruki Murakami                                                                                                       سوکورو تازاکی بی رنگ و سال های زیارتش by Haruki Murakami

از موراکامی نیز امسال چند کتاب خواندم و شاهکار بزرگش را برای ابتدای سال ۲۰۱۶ نگه داشته‌ام.. با اینکه «سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش» کتابِ موفقی بود اما من از داستانِ کوتاه «غیب شدن فیل»ش بیشتر خوشم آمد. اما آقای موراکامی ناراحت نباش. تو هنوز جزو بهترین‌هایی برای من!
                                                                                                    ایستگاه قطار ســــانتا ایرِ‌نه by به انتخاب علی اکبر گودرزی طائمه

امسال همچنین شروع به شنیدن کردم.. شنیدن کتاب‌های صوتی و گویا به جای خواندن.. برای رمان و کتاب‌ های بلند هنوز به دلم ننشسته و دلم برای ورق زدن و بوی کاغذ تنگ می‌شود اما برای شعر خوانی آن‌هم با صدایی خوش بهترین تجربه است.
اما دیگر کتاب‌هایی که امسال خواندم را می‌توانید از اینجا ببینید: my 2015 reading challenge

اما خوشبختی امسالِ من به اینجا ختم نمی‌شود.. چهارمین جشنواره مجازی کتابخوانی عطار چند ماه زودتر شروع شد و تا پایانِ تابستان طول کشید. امسال نیز با ده کتاب شرکت کردم. مرگ قسطی، سفر به انتهای شب، خرمگس، من او را دوست داشتم، گریز دلپذیر، دنیای قشنگ نو، خداحافظ گری کوپر، سوکورو تازاکی بی‌رنگ و سال‌های زیارتش، مرگ ایوان ایلیچ و عادت می‌‌کنیم ده کتابی هستند که اگرچه همه را یکبار یا بیشتر خوانده بودم اما مسابقه بهانه‌ی خوبی شد تا با کمال میل دوباره خوانی‌شان کنم و پاسخنامه‌‌ها را با دقت یکی پس از دیگری کامل کنم. با اینکه از نوشته‌‌های خود مطمئن بودم اما فکر نمی‌کردم دوباره نفر اول شوم، چرا که امسال با توجه به زمانِ مناسبی که جشنواره برگزار شده بود توقع می‌رفت افرادِ کتابخوانِ بیشتری شرکت کنند. و از طرفی چون مانند دوره پیش تماس‌های مکرری با من گرفته نشد و تنها پیامِ دعوت به اختتامیه برای من همچون بقیه شرکت کنندگان ارسال شد کمی غمگین بودم و کمی خوشحال. غمگین از اول نبودن و خوشحال از اول شدن کتابخوانِ دیگری. با این همه روز اختتامیه فرا رسید و نام مرا به عنوان نفر اول چهارمین جشنواره کتابخوانی عطار برای دومین بارخواندند. ذوق زده و خوشحال‌تر از من؟ احتمالا برادر و همسرم بودند که مدام می‌گفتند تو همیشه اولی!

 

گرچه شادیِ سال ۲۰۱۵ من کامل شده بود اما با پیشنهادِ نویسندگی و همکاری برای تولید محتوا در سایت و وبلاگ نوارکامل‌تر شد. امیدوارم این همکاری برای من شروع تجربه‌های جدی‌تری تو حیطه نویسندگی بشه. 🙂


نوشته‌‌های من در وبلاگ نوار رو می‌تونید از این‌جا دنبال کنید: نوار 🙂

پاسخ دهید:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Site Footer