باید زیست…

“دیده‌ای بسیار و می‌بینی/ می‌وزد بادی،پَری را می‌برد با خویش / از کجا؟ از کیست؟ / هرگز این پرسیده‌ای از باد؟ / به کجا؟ وانگه چرا؟ زین کار مقصد چیست؟ / خواه غمگین باشی، خواهی شاد / باد بسیار است و پَر بسیار، یعنی این عبث جاری‌ست. / آه! باری بس کنم دیگر / هر چه خواهی کن، تو خود دانی / گر عبث، یا هر چه باشد چند و چون، / این است و جز این نیست. / مرگ

ادامه خواندن %s

Site Footer